تبليغاتX
Lilypie - Personal pictureLilypie Second Birthday tickers از سري ماجراهاي پرنيان
با درود

پرنيان در حال تفكر پيرامون مسائل سياسي كشور

پرنيانه مثلا استتار شده در بازي قائم موشك

همون استتار از يك زاويه ديگه

پرنيانه خانوم خانوما

پرنيان و يك ژست من درآوردي

پرنيان در حال دعوت به سكوت كردن گنجشكها

پرنيان و پسر مردم در مراسم جشن تولد

پرنيان در حال كشيدن لپ پسر مردم

پرنيان و فرشاد پيوس

 

+ نوشته شده در  88/10/07ساعت 1:40 بعد از ظهر  توسط مامان بهار  | 

يلدا بر همگي مبارك

و اين هم پرنيان در شب چله :

+ نوشته شده در  88/10/01ساعت 1:22 بعد از ظهر  توسط مامان بهار  | 

اميدوارم هيچ بچه اي مريض نشه ، واقعا خيلي سخته .

پرنيان حدود دو هفته مريض شد يه سرما خوردگي شديد كه با ۳ تا آمپول تونستيم تبشو بياريم پايين و بعد از بخاطر حساسيت دارويي بدنش كهير زد و يك امپول ديگه مجبور شديم بزنيم .

دخترم يك شب تو تب سوخت و ما تا صبح نخوابيديم . و البته با هر راه درست و نادرستي كه بلد بوديم تو نستيم تبشو پايين نگه داريم . آخه من خيلي از تشنج ميترسم .

خلاصه با اين آنفولانزاي خوكي ، و اينهمه بيماري خطر ناك جديد بايد خيلي مواظب باشيد .

حالا ديگه هر وقت از جلوي داروخونه رد ميشيم ميزنه زير گريه .

 

+ نوشته شده در  88/09/01ساعت 1:32 بعد از ظهر  توسط مامان بهار  | 

فقط دلم مي خواد من نرم بهشت

اينهمه زحمت مي كشي براي خواب كردن يه بچه دو ساله انوقت نري بهشت .

ببينين براي خوابودن پرنيان من چند تا عروسك و مجبور شدم بخوابونم

تازه اين عروسكها كه به همين راحتي نمي خوابن واسه هر كدوم بايد يه قصه جديد بگي

تازه بعد از اينكه همشون خوابيدن نوبت به خوابودن پيشي ها و هاپو ها و خاله ها و بقيه و دوست آشناها ميشه بعد از اين مرحله مي توني اميدوار باشي تا يك ساعت ديگه پرنيان مي خوابه

 

+ نوشته شده در  88/08/20ساعت 1:16 بعد از ظهر  توسط مامان بهار  | 

با درود

پنج شنبه يك تولد مختصر مفيد براي پرنيان گرفتيم .

تولد دو سالگي ، تولدي با ۱۵ تا مهمون و خيلي كوچولو . . . .

پرنيان و كيكش : يك پانداي دو ساله با چشمها و بيني پلاستيكي .

پرنيان در حال فوت كردن شمع كيك

پرنيان و بابا علي

ليستي از كادوها

ميز شام 

و آنچه كه در آخر باقي ماند ، يه كم كيك و دو تا چشم و يه بيني .

 

+ نوشته شده در  88/08/09ساعت 11:20 قبل از ظهر  توسط مامان بهار  | 

با درود

يك گزارش تصويري از هفته گذشته تا به امروز

* پرنيان در جمع بازيكنان فوتباليست تيم نو نهالان كشور در زمين چمن پارك محل

* پرنيان در جمع عروسكهاي خودش

* پرنيان و اولين باري كه به صورت حرفه اي تعجب كرد

* پرنيانه گل به سر و اولين باري كه فهميد گلها دقيقا از كدوم قسمت بو ميدن

* پرنيان و فيل سواري در حياط خونه مامان مهناز

نتيجه : ؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  88/07/21ساعت 4:54 قبل از ظهر  توسط مامان بهار  | 

با درود

پرنيان و اولين باري كه از لوازم آرايش استفاده كرد.

نتيجه : والا بخدا من بي تقصيرم .

 

+ نوشته شده در  88/07/19ساعت 11:33 قبل از ظهر  توسط مامان بهار  | 

چند روز پيش پرنيان با باباجون رفته بود تو حياط بازي مي كنه كه نمي دونم چطوري انگشتش گير مي كنه لاي صندلي و خلاصه خون و خونريزي راه ميوفته

بعد از ظهر كه من اومدم خونه ديدم پرنيان چشماش شده اندازه يه عدس نپخته دور انگشتش هم دو تا چسب زخم پيچيده شده و دستش هم همينطور بالا گرفته  و نمي زاره كسي بهش دست بزنه

خلاصه برم بيرون و براش يه اسباب بازي جديد خريدم شايد يادش بره ولي نرفت .

شب كه خوابيد و خوابش سنگين شد با مصيبت چسب زخمشو باز كردم و ديدم ناخنش سياه شده و يك مقداري از گوشت دستش هم بلند شده خلاصه ضد عفوني كردم و پانسمان كردم .

ديروز هم رفتم و يك سري پماد و محلول خريدم ولي فقط وقتي خوابيده مي تونم پانسمانش رو عوض كنم .

به احتمال زياد ناخنش ميوفته

اين عكس هم ماله همون روزه با يه خنده زوركي و كتي كه روي دستش پوشيده هر كار كردم حاضر نشد دستشو بكنه تو آستين .

ولي خدارو شكر به خير گذشت .

 

+ نوشته شده در  88/07/14ساعت 9:27 قبل از ظهر  توسط مامان بهار  | 

 

حالا ديگه خيلي حرف زدنش بهتر شده تقريبا همه چي رو ميگه البته تو تلفظ خيلي مشكل داره

حرف "شين" رو نمي تونه خوب تلفظ كنه

باباقه = قورباقه

بابافظ : خداحافظ

هلام : سلام

آلا : كلاه

مامان اني : مامان پرني

آخاد : مي خواد

داب : تاب

باسي : بازي

باسي باسي : اسباب بازي

تخ : تخت

آنا : آتنا

حاياط : حياط

اب باسي : آب بازي

حانه : خانه

حابيده : خوابيده

حابم : خوابم 

نيشتم : نيستم

و لغاتي كه كامل و صحيح تلفظ ميشه

من ، بابا جون ، خاله ، بيا ، پاشو ، اين چيه ؟ ، پول ، حموم  ، داغ ،

 

+ نوشته شده در  88/07/05ساعت 9:47 قبل از ظهر  توسط مامان بهار  | 

با درود

پرنيان در استخر توپ

توضيح : واي كه چقدر اين استخر توپها كثيفن هر وقت پرنيان ميره استخر توپ بعدش حتما بايد بره حموم

پرنيان سوار بر قطار

توضيح : يه قطار كوچولو  توي يك دايره به قطر حداكثر دومتر به مدت ۳ دقيقه ميچرخه بيچاره بچه ها داشتن بالا مياوردن  . هي به مسئولش ميگم : آقاي عزيز اين استاندار نيست نبايد اين قطار با اين دور توي اين محيط كوچيك بيشتر از ۱ دقيقه و ۳۰ ثانيه بچرخه . بچه ها حالشون بد ميشه . ولي كي گوش داد ؟؟ تازه مسئولش ميگه نه خانم نترس هيچي نميشه من خودم نيم ساعت سوار شدم هيچيم نشد .

مردك داره خودشو با بچه ۲ ساله مقايسه مي كنه

اگه به خاطر اصرارهاي پرنيان نبود هرگز نمي گذاشتم سوار بشه . . .

پرنيان و اولين باري كه پشمك خورد

توضيح : ‌اولش ميگفت مامان هاپو . البته اين پشمك هم در شرايطي كاملا غير بهداشتي توليد شد خدا رو شكر پرنيان خوشش نيومد و اگر تا آخرشو مي خورد .

نتيجه : يه پارك رفتن نتيجه هاي زيادي داره

مثلا :

حتما بايد چند دست لباس ببري چون بعضي از وسايل بازي خيلي كثيفن .

بايد انواع ژل تميز كننده و صابون مايع و دستمال مربوط با خودت ببري .

بايد بچه رو قبلش سير سير كني تا به اين هله هوله هايي كه مي فروشن گير نده .

و ........

 

+ نوشته شده در  88/06/18ساعت 2:6 بعد از ظهر  توسط مامان بهار  |